خدمت

بسم الله

یکی رسیده است و دیگری رفتنی است،

یکی خوشحال است و دیگری غمگین

یکی اذن ماندن می گیرد و دیگری اذن رفتن

یکی اشک شوق می ریزد و دیگری اشک حسرت

یکی می آید و یکی می رود...

و هر دو سر بر آستان دوست می نهند.


سایر نگاره‌ها
       دوم   سوم   چهارم

مهمانی

بسم‌الله
شب ۱۳ رجب حوالی سحر، رفتم برای تجدیدوضو...
آمده‌بودند برای مهمانی خاص خدا آماده بشوند. با کارت‌هایی با بند آبی‌رنگی از سایر زائرین متمایز می‌شدند. از همه‌جا خودشان را رسانده بودند تا سالشان را در خانه‌خدا و در جوار رئوف‌ترین امام تحویل کنند و سه‌روز مهمان‌خدا باشند. بزرگ، کوچک، پیر و جوان و حتی نوجوان، قدبلند و کوتاه...
به تک‌تکشان غبطه خوردم.
خوش‌به سعادتشان
چه سالی شود برایشان... سالی که در جوار امام رئوف و در حال اعتکاف، تحویل شود.
اللهم ارزقنا

سال تحویل 1398

آرام

بسم‌الله
آرام به زندگیشان می‌رسیدند، بدون هیاهو، ترس، واهمه... حتی زمانی که یک ادم قدبلند با یک جهش می‌توانست بگیردشان.

حق

بسم‌الله
حقِ امام

کوچک

بسم‌الله
مهمان جدید قفسه‌های دعا...
در شبستان‌های حرم. زیارت‌نامه‌ای برای عزیزان دل... چقدر کارِخوب، درست، بجا
پ.ن: تعدادش آنقدر محدود بود که با شروع سال نو، دیگر دیده نشد.

۱ ۲ ۳
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan