ناسپاس

بسم‌الله
بدون عکس می‌نویسم این‌بار!
۴۰ سال است روز خوش ندیده‌ایم، این حرف را بارها و جدیداً از زبان برخی سلبریتی‌ها شنیدیم، عناصری که در سینمای این حکومت رشد کردند، بزرگ شدند، معروف شدند، سلبریتی شدند، آن‌روزها که تقدیر شدید، تکریم شدید، احترام شدید هم روز بد بود!
چقدر ناشکری، دروغ، نفاق، سیاه‌نمایی...

بغض

بسم‌الله
بین آگهی‌های تاسیس شرکت، استخدام کارمند، صورت‌جلسات هیات مدیره، ابلاغ‌های دادگستری، معمولاً این آگهی‌ها دیده می‌شد.
گم‌شده‌ها...
گاهی گم‌شده بودند، گاهی گمشان می‌کردند، بلکه کسی پیدا شود و بزرگشان کند. بُغض دخترک و نگاهش هنوز بعد از سی و دو، سه‌سال، دل آدمی را می‌شکند...
چه کسی می‌داند او الان کجاست؟

پنبه دانه

بسم‌الله
باید امید را از این یاد گرفت...
هنوز ۴۰ سال است که فکر می‌کند صلاحیت دارد
تا برگردد و حکومت کند.
کسی نیست هم بگوید: جناب، شما چه نسبتی با ایران، ایرانی داری که محق حکومت باشی، جز انکه در طول این مدت، نزدیک به ۴۰ سال با پول مردم و بیت‌المال ایران، در گوشه ینگه‌دنیا خوردی، زندگی کردی و فربه شدی...
الان با کدام دلیل، صلاحیت، استعداد باید مملکت را دست تو بدهیم!
نزدیک ۴۰ سال است که امید دارد برگردد و دوباره سلسله پهلوی را از سر بگیرد. خنده‌دارش آنجاست که این ولیعهد ناکام، جانشینی برای خود ندارد و فقط سه دختر دارد...

پ.ن: البته ناگفته نماند که این نابغه جدید ریاضیات، می‌تواند وقتی ۲۰ را با ۳۹ جمع می‌کند، جواب را ۵۷ دربیاورد.

تجمل

بسم‌الله
اینجا خارج از کشور نیست...
کاخ نیست،
در ردیف آثار باستانی هم ثبت نشده است.
اداره، شرکت، ساختمان وزارت خانه هم نیست.
اینجا قرار بود نماد هویت ایرانی-انقلابی مان باشد.
اینجا آرامگاه مردی است که موی کوخ‌نشینان را به کاخ نشینی ترجیح می‌داد.
زیارتگاه رهبری که دست یتیمان، مسکینان را می‌بوسید.
اینجا قرار نبود مظهر تجمل‌گرایی‌، دنیاپرستی شود.

امام شرمنده‌ایم...


سایر نگاره‌ها

     دوم

بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan