پناه

بسم الله

بانوی من
حرمتان، نامتان، یادتان برایم شیرین است و آرام و دوست‌داشتنی...
زود به زود صدایمان کنید، دعوتمان نمایید، اذن ورود دهید
دلمان در چهارچوب دودآلود پایتخت می‌گیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: دیروز، حرم بانو، زیارتی سریع و نیم‌روزه؛ الحمدلله که باز هم قبل کربلا... بانو اذن دخول دادند.


سایر نگاره‌ها
اول   دوم

  • ۶۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan