هزینه/۲

بسم‌الله
اولین‌سالی که تنهایی اتوبوس سوار شدم، بلیط ده تومن بود. ۱۳۷۸. با پرداخت صد تومن، ده بلیط می‌گرفتم که برای دو روز نیم کافی بود.
۵ سال بعد با افزایش دوبرابری، ۲۰ تومن شد. این جهش ناگهانی زیاد بود.
و ۶ سال بعد، یعنی بهار ۸۹ وقتی بلیط ۲۵ تومن شد، صدای خیلی‌ها درآمد. آنقدر  اعتراض بلند بود که همان بلیط بهار، دوباره به صورت ۲۰ تومانی به چاپ رسید. (دقت کنید روی بلیط چهارم. البته معلوم می‌شود قصد گرانی بلیط برای سال قبل بوده که هیچ‌وقت بلیط ۲۵ تومانی، در تابستان ۸۸ توزیع نشد.)
و حالا هر سال، دیگر نمی‌فهمیم چقدر دارند جیب‌مان خالی می‌کنند. وقتی کارت می‌زنیم و چراغ قرمز روشن می‌شود و بالارفتن تعداد دفعات شارژ، نشان می‌دهد هزینه‌ها بالا رفته، اما انقدر زندگی سرعت گرفته که دیگر حساب نمی‌کنیم چقدر  نسبت به قبل گران شده است. مصوب کردند امسال بلیط ها، ۲۵% نسبت به سال قبل، بیشتر بشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن۱: یکی لطفاً توضیح دهد بعد از دکتر قالیباف، دقیقاً شهرداری چه کاری کرده که باید هزینه‌ها بالا برود؟
پ.ن۲: این بلیط‌ها در خانه‌تکانی‌ کشف شد.


سایر نگاره‌ها
اول  

  • ۵۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan