قتلگاه

بسم الله
اینجا همه خاطرات نوجوانی ام رقم خورده.
از همین جا بود که با شهدا هم کلام شدم، دردودل کردم، رفیق شدم.
دلم برایشان تنگ شده،
دلم برای قتلگاه تنگ شده...
چقدر آرام حرف هایمان را گوش می کردند، آراممان می کردند، جوابمان را می دادند.

پ.ن: قتلگاه شهدای هفتم تیر - سرچشمه تهران؛ قبل از ساخت بنای یادمان، اینجا بخشی از حیاط دبیرستان دخترانه علوم و معارف شهید مطهری بود.

۷ تـــــــــــــیر   


سایر نگاره‌ها

        دوم   سوم   چهارم   پنجم   ششم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan