فانی/۶

بسم‌الله
آهای آدم‌هایی که همان بالا ایستاده‌اید،
می‌شود یکی هم بیاید پایین،
مرا تکان بدهد...
افهمی یا فلان بنت فلان...
لطفا یک محرم بیاید... من از آن‌ها نبودم که خودم را به همه نامحرمان نشان داده باشم.

پ.ن:

همیشه وصیت کرده‌ام، یکی اینکه در تابوت مرا بگذارند و حجم بدنم معلوم نباشد.
دوم اینکه راضی نیستم در سالن برایم مراسم بگیرند.


سایر نگاره‌ها

اول   دوم   سوم   چهارم   پنجم              هفتم    هشتم   نهم 

  • ۱۹۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan