فانی/۳

بسم‌الله

جدال همیشگی عقل و نفس...
- کجای کاری؟
- مثل همیشه مشغول نوشتن یک آیه گرافی، اونم ماه رمضون!
- لله می نویسی یا للنفس!؟
- آخه این سواله؟ معلومه برای رضای خدا می نویسم، قربة الی الله... الان نیتم درست شد؟
- برا همین ساعت به ساعت چک می کنی، چند نفر دیدن، چن نفر لایک زدند، چرا یه سری نیومدن! از فلانی خبری نیست...
- دوباره اومدی گیر بدیا!
- اگر همین الان ملک‌الموت بیاید...
- ای داد! دوباره شروع کرد... نه بابا! من کلی کار نکرده هنوز دارم...
- خدا خودش بهت قول داده؟
- وای! دوباره این خودشو انداخت وسط قضیه... مگه من به کار تو کار دارم که تو به من کار داری؟!
- وظیفه‌ام گیر دادنه... دیگه...
- بیا... اصلا این یکی رو خودت بنویس. اتفاقا راست کار همین چیزاست که میگی. من که رفتم.

چشمهایت را ببند و فکر کن همین جا که الان هستی، ایستاده‌ای و جسمت را می‌بینی! کارهایت تمام شده؟ آماده‌ای؟


سایر نگاره‌ها

اول   دوم         چهارم   پنجم   ششم   هفتم    هشتم    نهم 

  • ۱۹۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan