غرور/۸

بسم‌الله

یک لباس است که مجبور می‌شوی بالاخره آن را بپوشی...

وقتی پوشیدی، هیچ‌کس نمی‌گوید چقدر به تو می‌آید!

چقدر برازنده است.

چقدر ماه شدی...

دقیقا اندازه‌ات است.

تنها لباسی که اندازه همه هست، در همه سایزها پیدا می‌شود، کوچک و بزرگ ندارد، از طفل شیرخوار تا پیرمرد صدساله.

کاش روزی که آن را تنمان می‌کنند...

خدایا از مردن و رسیدن به تو نمی‌ترسم.

از نامه اعمالم وحشت دارم.


سایر نگاره‌ها

اول    دوم   سوم   چهارم   پنجم   ششم   هفتم

  • ۲۰۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan