عصر

 بسم الله
وقتمان رفت... سود کردیم؟یا ضرر؟ یا خسران؟
حکایت ما و زمان، حکایت یخ فروشی است که ظهر تابستان داد می‌زد: رحم کنید به کسی که سرمایه اش رو به فنا است. وقتی اصل سرمایه نابود شود، از ضرر گذشته و خسارت می‌شود...


سایر نگاره‌ها

       دوم   سوم   چهارم   پنجم   ششم

روشنک
پروفایل زیبایی داری
سلام
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan