صبور

بسم‌الله
نمی‌توانم بفهمم
هضم نمایم
درک کنم
که آدمی برای بالارفتن، رسیدن، از پدر و مادرش مایه بگذارد... آن‌ها را دست‌مایه تمسخر قرار دهد تا دیگران را بخنداند...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: بین اجراهای خنداننده‌شو، اجرای دوم علی صبوری را نپسندیدم. دوست نداشتم، به دلم ننشست. آقای صبوری، پدرت است... به نظر واقعا صبور است که با این همه شوخی، طنز و تمسخر، باز تو را پسر خودش می‌داند.

1397/05/07

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan