راه/۶

بسم‌الله
به گمانم یک ماه پیش بود، شاید هم کمتر، وقتی کانال مادرانه‌های من (https://eitaa.com/madaranehayeman) این عکس را گذاشت و مثل همیشه خواست درباره‌اش بنویسیم، نوشتم:

دلم می‌خواهد انتهای این راه، حرم باشد...
حرم آقایمان
دلتنگ مشهدم.

و امروز
این راه مرا به مقصد رساند.


سایر نگاره‌ها
اول    دوم   سوم   چهارم   پنجم

  • ۱۳۳
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan