حلاوت۵

بسم‌الله
شاید حالا بتوانی درک کنی،
حس کنی
لمس کنی
وقتی خدا به پدرمان گفت قُلْنَا اهْبِطُوا چه طعمی داشت.
چقدر سنگین است، سخت است، درد دارد از بهشت به اینجا رانده شدن.
کاش می‌شد ماندنی شد، اقامت گزید، رحل سفر نبست.
و حالا تصور فاصله‌اش میان او و تو... بماند.
کاش فراقش به دمی رسد و باز طعمِ وصال، کامت را شیرین سازد.
زیارتت قبول کربلایی‌جان
گوارای وجود


سایر نگاره‌ها

اول   دوم   سوم   چهارم

  • ۱۷
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم الله
عکاس‌ها، نوشتار را مانع زیبایی عکس می‌دانند و نویسنده‌ها، عکس‌ها را سدی در برابر جوشش ادبیات.
و این راه سومی است میان عکس و متن.

گاهی می‌شود عکس‌ها را از نگاه‌ها مختلفی دید. اینجا برای نوشتن، تفاوت نگاه و دوباره دیدن، تلاش می‌کنم.
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan