تقلید/۲

بسم‌الله
...برای اینکه باقی بمانیم بر تقلید، اجازه می‌خواستم از یک مرجع حیّ؛ یکی دو روز بعد، لیست هفت‌نفره مراجع جامعه مدرسین، اعلام شد و میان اسامی، فقط یکی آشنا بود. آیة‌الله خامنه‌ای... نمی‌دانم چرا فکر می‌کردم باید بقابرمیّت بمانم، حسّ تعلق، وفاداری، شاید هم تقلید صرف از پدر و مادر که هنوز مقلد امام بودند، هستند.
خانوادگی مقلدشان شدیم و اجازه گرفتیم بقا بر میّت بمانیم. ماندیم... شاید حسّ غرور و بزرگی بود وقتی مقلد مرجعی بودیم که دیگران درکش نکردند. شاید هم عادت...
سال‌ها بعد، دوران دبیرستان، وقتی بارها رساله آیه‌الله مرحوم را دیدم، به مواردی برخوردم، به نظرم سخت بود و غیرقابل هضم. چه اینکه مشابهش در استفتائات مرجع حیّ، به روزتر و کارآمدتر به نظر می‌رسید. تصمیم سختی نبود. برگشتم... از مرجع مرحوم به مرجع حیّ؛ به امام امت، امام خامنه ای
رساله‌شان نبود. رساله امام بود، راهنمای فتاوا و دوجلد استفتائات.
بارها تلفنی و مکتوب سوال کردم. سال ۷۹، اولین نامه را فرستادم. بعدها جواب استفتائات به صورت دست‌نویس می‌رسید، ممهور به مهرشان.


سایر نگاره‌ها
اول         سوم

  • ۷۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan