بغض

بسم‌الله
بین آگهی‌های تاسیس شرکت، استخدام کارمند، صورت‌جلسات هیات مدیره، ابلاغ‌های دادگستری، معمولاً این آگهی‌ها دیده می‌شد.
گم‌شده‌ها...
گاهی گم‌شده بودند، گاهی گمشان می‌کردند، بلکه کسی پیدا شود و بزرگشان کند. بُغض دخترک و نگاهش هنوز بعد از سی و دو، سه‌سال، دل آدمی را می‌شکند...
چه کسی می‌داند او الان کجاست؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم‌الله
گاهی عکس‌ها صدایم می‌زنند تا حرف‌هایشان را بگویم. آن‌ها خیلی حرف دارند. باید حرف‌هایشان را شنید. گاهی با حرف‌هایشان می‌خندم، بغض می‌کنم، اشک می‌ریزم، مرا به فکر فرو می‌برد یا عصبانی می‌شوم.

بیا جلوتر تا تو هم بشنوی...

کمی بیشتر...
Designed By Erfan Powered by Bayan